تبليغاتX
گلهای گلپایگان - گلها، برنامه‌ای که هرگز پژمرده نخواهد شد

با سلام. مطالب نوشته شده قدری طولانی است ولی خواندن آن خالی از لطف نمی باشد. پوزش بنده را بپذیرید.

به ابتکار انجمن توسعه و تجدد در پاریس، یک خانم پژوهش‌گر و محقق آمریکایی از نتایج تحقیقات و طرح‌های خود پیرامون موسیقی ایران و به‌ویژه برنامه «گلها» سخن گفت. خانم جین لویسون که اکنون در دانشگاه لندن در بخش موسیقی شرقی به کار پژوهش مشغول است، با گردآوری یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌های برنامه «گلها» محبوب‌ترین برنامه موسیقی ایرانی رادیو پیش از انقلاب، نه تنها به هنر موسیقی اصیل و ریشه‌دار ایران خدمت کرده، بلکه با گردآوری مجموعه برنامه‌ای از «گلها»، آن‌ها را از خطر نابودی و فراموشی نجات بخشیده و در نتیجه به فرهنگ و ادب ایران نیز، خدمتی بی‌نظیر کرده است. ایشان که به زبان پارسی کاملا مسلط است در گفت و گوی اختصاصی با رادیو زمانه، از نخستین آشنایی‌ خود با زبان موسیقی ایران می‌گوید:

من و شوهرم در جوانی ترجمه شعرهای مولانا و حافظ و سعدی را می‌خواندیم و متوجه شدیم که عالی‌قدرترین شاعرانی هستند که ما شنیده‌ایم. تصمیم گرفتیم به ایران برویم و با فرهنگی که شاعران را به‌وجود آورده و نیز با زبان فارسی آشنا شویم و بتوانیم شعرها را به زبان فارسی هم بخوانیم. قبل از انقلاب در ایران بودیم و برنامه «گلها» را می‌شنیدیم. از همان موقع این برنامه را خیلی دوست داشتیم. چند سال پیش، نوارهای مختلفی را از زمانی که در ایران بودیم مرتب می‌کردم، متوجه شدم هیچ کسی کار جدی و آکادمیک روی برنامه «گلها» انجام نداده است. گفتم باید روی این برنامه منحصر به ‌فرد که خدمت بزرگ فرهنگی است و بیش از ۲۵۰ شاعر قدیمی را شناسانده است‌، تحقیقات درستی انجام شود. این بود که شروع کردم. لیسانس اول خودم را در رشته هنر گرفتم‌. شوهرم هم شاعر بود و شعرهای انگلیسی می‌نوشت. به ایران رفتیم و فارسی را یاد گرفتیم.

 

استاد پیر‌نیا برنامه «گلها» را حدود نوروز ۱۳۳۵ آغاز کرد

 

هدف فرهنگی خانم لویسون در داخل و خارج ایران با پشتیبانی، استقبال و حمایت اساتید موسیقی و دست‌اندرکاران برنامه «گلها» روبه‌رو شد که او با ستایش از آن‌ها یاد می‌کند:

همکاری فوق‌العاده خوبی از همه‌ی اشخاص و موسسات داشتم. می‌توانم بگویم همه به‌خاطر محبت و علاقه و عشقی که به «گلها» داشتند، با من همکاری کردند و خیلی از همه‌ی آن‌ها سپاسگزارم. آدم‌ها و موسسات مختلف حداکثر محبت را داشتند. با کسانی که در قید حیات هستند و در برنامه «گلها» شرکت کردند نویسنده، خواننده، نوازنده و آهنگ‌ساز ـ گفت و گو کردم. نزدیک به سی یا چهل گفت و گو کردم. آقایان تجویدی، یاحقی، شجریان، شهیدی، بیژن ترقی، معینی کرمانشاهی، حسن ناهید، نریمان، خانم پرتو و خلاصه با هر کسی که چه در ایران و چه در اروپا و چه در آمریکا، توانستم پیدا کنم، گفت و گو کردم.

پژوهش‌های مختلف نشان می‌دهند که برنامه «گلها» زمانی به‌وجود آمد که نگرانی از نفوذ فرهنگ بیگانگان در ادبیات و موسیقی ایران، نه تنها از سوی غرب، بلکه از سوی کشورهای همسایه عرب و ترک نیز احساس می‌شد. در‌واقع پروژه من جمع‌آوری و حفظ این برنامه‌ها بود. در ضمن مقداری هم درباره‌ی وضع اجتماعی و فرهنگی آن زمان تحقیق کردم.

البته در آن زمان در مقاله‌های آقای همایون شهردار‌، آقای خالقی و مقاله‌های مختلف در مجله «رادیو»، «موسیقی»، «سخن»، «یغما» و... نگرانی نفوذ ادبیات و موسیقی نه فقط از غرب بلکه از عرب و ترک و همسایه‌های دیگر بود. این مقاله‌ها را که می‌خواندم این وضع برای من روشن شد. البته الهام برنامه «گلها» یک الهام عرفانی از طرف آقای پیرنیا بود. در آن مجلس‌ها که در منزل آقای نظام‌ سلطان جمع می‌شدند، همه درویش بودند و هنوز که هنوز است خیلی از موزیسین‌های معروف، ارتباطی به عرفان دارند. یک الهام روحانی بود که برنامه‌ها را شروع کردند. الهام با امید بود و نه بی‌امید. البته شاید دلیل آن همه استقبال‌، مردم بودند که خلا را ناخودآگاه در خودشان حس کرده بودند و حس ناامیدی داشتند.

خانم لویسون آینده‌ی این کار با ارزش و آکادمیک، یعنی گردآوری مجموعه «گلها» را با برپایی سایت ویژه «گلها»، آرشیو روی اینترنت و گردآوری نت‌ها، همراه می‌داند:

همان‌طور که گفتم، امیدوار هستیم بتوانیم در فاز دوم این کار یک سایت با همت دوستان راه بیندازیم. هر بهانه‌ای پیدا می‌کنم که به ایران سفر کنم چون واقعاً عاشق مردم، فرهنگ و همه‌چیز ایران هستم.

 

ضبط نخستين برنامه‌های «گلها» در راديو تهران  

 

مهندس عبدالحمید اشراق، مدیر انجمن توسعه و تجدد و برپا‌کننده‌ی این جلسه که خود موسیقی‌شناس است، در این‌ باره گفت:

یکی از بزرگ‌ترین امتیازهای مثبت، این بود که یک نفر آمریکایی‌ زبان فارسی را با زحمت یاد گرفته و خودش را وقف تحقیق رشته فرهنگی موسیقی کرده است که ما سال‌های سال گوش می‌کنیم و توجهی به تحقیق نداریم .برنامه «گلها» حدود نوروز ۱۳۳۵ با آقای پیر‌نیا شروع شد. آقای پیرنیا نه سال بیشتر نماند و یک برنامه قشنگ با تعدادی از هنرمندان بسیار قدیمی مثل احمد عبادی، صبا، خالقی و خالدی و... شروع کرد.

گروه بعدی شخصی به نام میرنقیبی بود که فوت کرده‌اند. ایشان یک موسیقی‌دان بزرگ و محقق موسیقی بود. ساز خوب نمی‌زد ولی اطلاعات بیش از حد قوی داشت .گلها را در دست گرفت بخشی از آن را حذف کرد و به‌صورت دیگری گردآوری کرد و بخشی از جوان‌ها مثل آقایان همایون خرم، رحمت‌الله بدیعی، حبیب‌الله بدیعی و دیگران را جلو آور .تعداد موسیقی‌دانان را هم زیادتر کرد. حدود ۳۰ موسیقی‌دان بودند که ارکستر انجام می‌دادند. آقای هوشنگ ابتهاج هم «گلها» را اداره کرد ولی ایشان یک شاعر بود و به‌کلی ویژگی آن را جور دیگری نشان داد .البته به هیچ عنوان بد نبود ولی ویژگی آن سازی را که در روز و ماه و سال اول با برنامه پیرنیا گوش می‌کردید، نداشت.

برنامه «گلها» بیش از حد مورد توجه بود. به عنوان مثال شاعری که می‌خواست بخواند روی یک کلام هم توجه می‌کردند. سیلاب‌ها را به او می‌گفتند، این‌که کجا و چطور روی سیلاب‌ها تکیه کند .این‌ها بود که ارزش اشعار را بالا می‌برد‌. آقای نیرسینا در جلساتی که ما بودیم، به شاعر می‌گفت که مثلاً در این‌جا مکث کن و این‌جا تحریر بده. در کل این‌ها از امتیازاتی شد که «گلها» جلو برود.

منبع: رادیو زمانه

نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 12:6 توسط جواد سروریان| |
کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد